الهه ناز
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

خورشید و ماه اگه همدیگه رو نداشتن ، آرامش نداشتن

ماه زیباییه خودش رو از خورشید داره بخاطر اینکه شبانه روز از خورشید انرژی میگیره....

خورشید آرامشش رو بخاطر محبتی که در حق ماه میکنه داره...

حکایت ما آدمها هم همینه...

ما آدمها اگه به هم محبت نکنیم ، آرامش نخواهیم داشت....

ما آدمها اگه مورد محبت قرار نگیریم ، آرامش نخواهیم داشت...

ما آدمها میتونیم خورشید باشیم و انرژِی و حرارتی که خداوند به ما عطا کرده رو به دیگران انتقال بدیم....

ما آدما میتونیم ماه باشیم، تا از انرژِی که از یه منبعی مثل خورشید دریافت کردیم به دیگران هم ببخشیم.... مثل ستاره ها.. مثل زمین...

دیدن اینهمه زیبایی به آدما آرامش میده...

پس بیاین زیبا باشیم.. تا از زیبایی ما اطرافیان انرژِی بگیرن.. تا اطرافیان ما به دیگران انرژی مفید انتقال بدن... تا همه بتونیم از تمام زیبایی های درونمون لذت ببریم.

[ سه‌شنبه ٢ خرداد ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ ] [ مریم ]


گاهی اوقات افرادی وارد زندگی تان می شوند و شما بلافاصله متوجه می شوید که آن ها به دلیلی آن جا بوده اند.برای این که به نوعی منظوری را برسانند ، درسی را به ما بدهند یا کمک کنند تا بفهمید و بدانید که هستید و چه کسی میخواهید بشوید.شما هرگز نمیدانید این افراد چه کسانی می توانند باشند ، اما همین که چشمتان به آن ها می افتد ، همان لحظه متوجه می شوید که آن ها در زندگی تان به صورتی اساسی تأثیر خواهند گذارد.گاهی اوقات وقایعی برایتان اتفاق می افتد که در آن لحظه به نظرتان وحشتناک ، دردناک و غیر منصفانه می رسد اما با نامل و تفکر تشخیص می دهید که بدون غلبه کردن بر آن موانع شما هرگز نمیتوانستید به نیروی بالقوه ، قدرت ، اراده و یا شجاعت خود پی ببرید.هر چیزی به دلیلی اتفاق می افتد. هیچ اتفاقی شانسی یا تصادفی نیست. بیماری ، عشق ، لحظاتی که حقیقت فراموش می شود ، حماقت های محض و ... همه برای آزمایش محدوده روح ما اتفاق می افتند.بدون این امتحان های کوچک ، زندگی شبیه جاده هموار یکنواخت ، مستقیم و صافی می شد که علی رغم امن و راحت بودن ، کسل کننده و کاملا بی معنی می بود.افرادی که شما ملاقات می کنید بر زندگی تان اثر میگذارند. موفقیت ها و شکست هایی که تجربه می کنید میتوانند شخصیت شما را بسازند. از تجربیاتبد میتوان درس هایی آموخت. در حقیقت این مهم ترین نجارب هستند. اگر کسی به شما صدمه بزند ، به شما خیانت کند یا قلبتان را بشکند ، آن ها را ببخشید چرا که به شما کمک کرده اند که درباره اعتماد بیاموزید و در مورد اینکه دریچه قلبتان را به روی چگونه افرادی میگشایید ، محتاط عمل نمایید.اگر کسی شما را دوست داشته باشد ، آن ها را بدون قید و شرط دوست داشته باشید نه تنها برای آنکه شما را دوست دارند ، بلکه به خاطر آن که به شما یاد میدهند دوست داشته باشید و چشم ها و قلبتان را به روی چیز های کوچک بگشایید. هر روزتان را به حساب آورید. قدر هر چیزی را بدانید چرا که ممکن است دیگر هرگز نتوانید دوباره آن را تجربه کنید. با مردمی که هرگز قبلا با آن ها صحبت نکرده اید سخن بگویید و در عمل شنونده باشید.رها و ازاد باشید. انتظارات تان را بالا ببرید. سرتان را بالا نگه دارید چرا که این حق و شایستگی را دارید . به خود بگویید که شخص بزرگی هستید و به خود ایمان داشته باشید ، چرا که اگر به خود ایمان نداشته باشید ، هیچ کس دیگری هم به شما اعتقادی نخواهد داشت. زندگیتان را خودتان بسازید
[ شنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ ] [ مریم ]
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﺭﺍﺯ
ﺑﺮ ﺩﺭﺧﺖ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮﯼ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺍﻡ ﺑﺮﮔﯽ ﺭﻭﯾﯿﺪ
ﻭ ﻧﺴﯿﻢ ﺳﺒﺰﯼ ﺗﺎﺭ ﻭ ﭘﻮﺩ ﺧﻔﺘﻪ ﻣﺮﺍ ﻟﺮﺯﺍﻧﺪ
ﻭ ﻫﻨﻮﺯ ﻣﻦ
ﺭﯾﺸﻪ ﻫﺎﯼ ﺗﻨﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺷﻨﻬﺎﯼ ﺭﻭﯾﺎﻫﺎ ﻓﺮﻭ ﻧﺒﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ
ﮐﻪ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩﻡ
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﺭﺍﺯ
ﺳﺎﯾﻪ ﺩﺳﺘﯽ ﺭﻭﯼ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺍﻓﺘﺎﺩ
ﻭ ﻟﺮﺯﺵ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻧﺶ ﺑﯿﺪﺍﺭﻡ ﮐﺮﺩ
ﻭ ﻫﻨﻮﺯ ﻣﻦ
ﭘﺮﺗﻮ ﺗﻨﻬﺎﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ
ﺩﺭ ﻭﺭﻃﻪ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻧﯿﻔﮑﻨﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ
ﮐﻪ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩﻡ
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﺭﺍﺯ
ﭘﺮﺗﻮ ﮔﺮﻣﯽ ﺩﺭ ﻣﺮﺩﺍﺏ ﯾﺦ ﺯﺩﻩ ﺳﺎﻋﺖ ﺍﻓﺘﺎﺩ
ﻭ ﻟﻨﮕﺮﯼ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺭﻓﺘﻨﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﻭﺣﻢ ﺭﯾﺨﺖ
ﻭ ﻫﻨﻮﺯ ﻣﻦ
ﺩﺭ ﻣﺮﺩﺍﺏ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﯽ ﻧﻠﻐﺰﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ
ﮐﻪ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩﻡ
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﺭﺍﺯ
ﮏﯾ ﻟﺤﻈﻪ ﮔﺬﺷﺖ
ﺑﺮﮔﯽ ﺍﺯ ﺩﺭﺧﺖ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮﯼ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺍﻡ ﻓﺮﻭ ﺍﻓﺘﺎﺩ
ﺩﺳﺘﯽ ﺳﺎﯾﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺑﺮﭼﯿﺪ
ﻭ ﻟﻨﮕﺮﯼ ﺩﺭ ﻣﺮﺩﺍﺏ ﺳﺎﻋﺖ ﯾﺦ ﺑﺴﺖ
ﻭ ﻫﻨﻮﺯ ﻣﻦ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﻧﮕﺸﻮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ
ﮐﻪ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺑﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﻟﻐﺰﯾﺪﻡ

سهراب سپهری
[ جمعه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٧:۱٧ ‎ب.ظ ] [ مریم ]

خیلی  وقته نگاهم با نگاهش یکی نشده

دیگه حتی سرش رو بلند نمیکنه به من نگاه کنه

اونی که همه کسش بودم .... براش دنیایی بودم

دیگه حتی حاضر نیست حضورم رو تحمل کنه

ولی دلم هنوز خیلی ازش دورنشده

باورش برام سخته

کسیکه برام یه دنیابود... عشق بود... زندگی بود...

خواستم که دیگه نباشه....

خواستم دنیابرام تموم بشه

خواستم عشق برام رویا بشه

خواستم زندگی برام جهنم بشه

ما مال هم نبودیم.. خدا میخواست تا همو دیگه رو بفهمیم

فهمیدیم ولی ................

یکی ازم پرسید عاشقی خوبه!!!؟؟؟

گفتم عاشقی قشنگه ... ولی باید طاقتت زیاد باشه..چون فکر نبودنش زندگیت رو نابود میکنه... باید برای عشقت از دل و جون مایه بذاری... باید تمام دنیاش باشی... باید تمام دنیات باشه...باید بتونی بهش پایبند باشی... اگر شما برای هم باشین

[ چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۸:٤٥ ‎ب.ظ ] [ مریم ]
بچه دار شدن آرایشگر

در شهری در آمریکا، آرایشگری زندگی می‌کرد که سالها بچه‌دار نمی‌شد.
او قصد کرد که اگر بچه‌دار شود، تا یک ماه سر همه مشتریان را به رایگاناصلاح کند.
بالاخره خدا خواست و او بچه‌دار شد!

روز اول یک شیرینی فروش وارد مغازه شد.
پس از پایان کار، هنگامی که قنادخواست پول بدهد، آرایشگر ماجرا را به او گفت.
فردای آن روز وقتی آرایشگرخواست مغازه‌اش را باز کند،
یک جعبه بزرگ شیرینی و یک کارت تبریک و تشکراز طرف قناد دم در بود.

روز دوم یک گل فروش به او مراجعه کرد و هنگامی که خواست حساب کند،

آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اشرا باز کند،
یک دسته گل بزرگ و یک کارت تبریک و تشکر از طرف گل فروش دمدر بود.

روز سوم یک مهندس ایرانی به او مراجعه کرد.
در پایان آرایشگر ماجرا را بهاو گفت و از گرفتن پول امتناع کرد.

حدس بزنید فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش را باز کند،

با چهمنظره‌ای روبرو شد؟

فکرکنید. شما هم یک ایرانی هستید.

چهل تا ایرانی، همه سوار بر ماشین آخرین مدل، دم در سلمانی صف کشیده

بودند و غر می‌زدند که پس چرا این مردک حمال الاغ مغازه‌اش را باز نمیکنه

[ سه‌شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ ] [ مریم ]
 یاددارم ،درغروبی سرد,سرد   

                                        

 

می گذشت از توی کوچه

 

دوره گرد :

 

    دوره گردم ،کهنه قالی می خرم        

 

دست دوم ، جنس عالی میخرم ...

 

     کاسه و ظرف سفالی میخرم       

 

 گر نداری ، کوزه خالی  میخرم .

 

 

اشک در چشمان  بابا   حلقه بست

 

ناگهان آهی ...کشید , بغضش  شکست  .

 

  اول ماه است و نان در سفره نیست

 

ای خدا شکرت , ولی این زندگیست ؟

 

 

بوی نان تازه هوش از ما    ربود .

 

اتفاقآ  مادرم  هم روزه  بود ...

 

 دست خوش نقشش،ترک برداشته

 

صورتش پر چین و ...  لک برداشته  ،

 

س و خ ت م  ، دیدم که بابا پیر بود ...  

 

 

    بد تر از آن خواهرم  دلگیر  بود :

 

 

        دوره گردم : کهنه قالی میخرم     

 

     دست دوم جنس   عالی  میخرم

 

         کاسه و  ظرف  سفالی  میخرم  ...

 

         خواهرم   بی  روسری بیرون دوید :

                                           

 

             آی آقا ...سفره خالی میخرید.  

 

سفره خالی میخرید

سفره خالی میخرید

  سفره خالی میخرید

سفره خالی میخرید

 

 دریاب ضعیفان را  ... 

 

در وقت توانایی 

[ دوشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٦:٥۸ ‎ب.ظ ] [ مریم ]

[ شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٩:۳۸ ‎ب.ظ ] [ مریم ]
بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین

To fall in love
عاشق شدن

To laugh until it hurts your stomach
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره

To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری

To go for a vacation to some pretty place.
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری

To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی

To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی

To leave the Shower and find that the towel is warm
از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !

To clear your last exam.
آخرین امتحانت رو پاس کنی

To receive a call from someone, you don""t see a lot, but you want to.
کسی که معمولا زیاد نمی‌بینیش ولی دلت می‌خواد ببینیش بهت تلفن کنه

To find money in a pant that you haven""t used since last year.
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی‌کردی پول پیدا کنی

To laugh at yourself looking at mirror, making faces.
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!!

Calls at midnight that last for hours.
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه

To laugh without a reason.
بدون دلیل بخندی

To accidentally hear somebody say something good about you.
بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می‌کنه

To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours.
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می‌تونی بخوابی !

To hear a song that makes you remember a special person.
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما می‌یاره

To be part of a team.
عضو یک تیم باشی

To watch the sunset from the hill top.
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی

To make new friends.
دوستای جدید پیدا کنی

To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person.
وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین !

To pass time with your best friends.
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی

To see people that you like, feeling happy
کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی

See an old friend again and to feel that the things have not changed.
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده

To take an evening walk along the beach.
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی

To have somebody tell you that he/she loves you.
یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره

remembering stupid things done with stupid friends. To laugh .......laugh. ........and laugh ......
یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و ....... باز هم بخندی

These are the best moments of life....
اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند

Let us learn to cherish them.
قدرشون روبدونیم

"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگی یک هدیه است که باید ازش لذت برد نه مشکلی که باید حلش کرد

وقتی
زندگی 100 دلیل برای گریه کردن
به تو نشان میده
تو 1000 دلیل برای خندیدن
به اون نشون بده.
[ شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٩:۱٩ ‎ب.ظ ] [ مریم ]
یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم،حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند.

یادم باشد که دیگران را دوست بدارم، آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند.

یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم.

که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم


چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باش
[ یکشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٩:٥۱ ‎ب.ظ ] [ مریم ]

اگر کسی تو را با تمام مهربانیت دوست نداشت ...
دلگیر مباش که نه تو گنهکاری نه او !!!

آنگاه که مهر می ورزی مهربانیت تو را زیباترین معصوم دنیامی کند ...
پس خود را گنهکار مبین !!!
... ...
من عیسی نامی را میشناسم که ده بیمار را در یک روز شفا داد ...
و تنها یکی سپاسش گفت !!!

من خدایی میشناسم ابر رحمتش به زمین و زمان باریده ...
یکی سپاسش می گوید و هزاران نفر کفر !!!

پس مپندار بهتر از انچه عیسی و خدایش را سپاس گفتند ...
از تو برای مهربانیت قدردانی میکنند !!!

پس از ناسپاسیشان مرنج و در شاد کردن دلهایشان بکوش ...
که با مهربانی روح تو ارام میگیرد !!!

تو با مهر ورزیدنت بال و پر میگیری ...
خوبی دلیل جاودانگی تو خواهد شد ... پس به راهت ادامه بده !!!

دوست بدار نه برای انکه دوستت بدارند ...
تو به پاس زیبایی عشق ، عشق بورز و جاودانه باش !!!

 

 

[ یکشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٦:٥۱ ‎ب.ظ ] [ مریم ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب